سه سال و خرده ای بعد....

سلام به همه کسایی که یه روزی اینجا رو می خوندن...

گمبلی هستم

چقدر اینجا رو خاک گرفته...

چه روزایی اینجا داشتیم! ولی زندگی و کار و بچه و ... گذار از وبلاگ به تلگرام و اینستاگرام هم بی تاثیر نبوده البته!

ما الان دوتا پسر پنج و سه ساله داریم و خوشبختیم خدارو شکر.

اگر کسی سر زد یه نظر بزاره متوجه بشیم

روزگار خوش

13/2/95

سلام ای کسانی که دیگر وبلاگستان را نمیخوانید

اومدم از دلتنگیه نصف شبیم بنویسم

آره عزیزان دلم بسی گرفته است و نیاز شدید به لوله باز کن میباشد، هرچند بعید میدونم اثری داشته باشه، شایدم موقت اثر کنه

توی این چند مدتی که نبودم ماجر اهای بسیاری برما گذشت

من الان به لطف خدا مادر دو فرزند هستم،  یکی از اونها توی دلم لونه کرده و مهر ماه میاد به جمعمون اضافه میشه

هر دو پسر و عزیز دل مامان و با با 

ماجراهایی که بر پدر و مادر و برادر من میگذرد بسی من را ناراحت کرده و تمام دلتنگی و دلنگرانی من از بابت آن هاست.  در کنار همه ی این نگرانی ها دلخوری ها هم پیش آمده اند که بیشتر از دلنگرانیها چنگم میزنند...

خدا با خیر و صلاح خودش همه ی مسائل پیش آمده را حل کند، الهی آمین... 

. بگذریم.  خواستم بگم دلم خییییلییییییی گرفته. خدا کمکم کن قوی باشم...

بریم سراغ خودمون.. ما از اون خونه ی کوچیک و فسقلی کوچ کردیم و اومدیم یه خونه بزرگتر ولی مستاجری.  خداروشکر اوضاعمون بد نیست. گمبلمیرزا و بچه هم سلام میرسونن.

من چسبیدم به خانه داری و بچه داری و میرزا جانم به تنهایی با ر مالی رو به عهده گرفته. خدا قوت همسرم...

سالی یکبار هم گاهی بهتون سری میزنم. دیگه زیادتر از این مزاحمته والا 

اخی چقد دلم برای این شکلک تنگ شده بود

یه خدا میسپارمتون.  دلتون همیشه شاد باشه و زندگی بر وفق مراد.

18/10/93

دیشب شام خونه مادرشوهر بودیم. برامون قرمه سبزی درست کرده بود.

صدرا بعداز واکسنش خیلی لوس شده. فقط تو بغل من و باباش آرومه . بغل بقیه میره لب پایینشو مدل بغض میده بیرون . به قول باباش لبشو مستطیل میکنه

بعضی وقتا سرمنو با دوتا دستش میگیره و میخواد صورتمو بخوره عاشق این حرکتشم

الان خوابوندمش، باید پاشم ساکشو ببندم میخوایم بریم خونه مادرم.

گمبلمیرزا رفته یسری تراکت چاپ کنه

میخوایم یکاری رو شروع کنیم انشاالله که خدا کمکمون کنه و تو این کار موفق بشیم.

بیاد راه میفتیم .

 

16/10/93

سلامون علیکمممممم

دیشب وقتی داشتم گاز رو پاک میکردم حس کردم (گاز ِ مایع ظرفشویی، بوی مایع ظرفشویی، یا همون کَفِش) رفت تو راه نفسم.

همین باعث شد نصف شب تو خواب کلی سرفه کنم. و هرچی بزاق دهنمو قورت میدادم مزه ریکا میداد

امروز صبح طبق معمول گمبلمیرزا خواب موند   و دیر به سر کار رفت

منو پسری هم ساعت 10 بیدار شدیمو من مشغول شیر دادن به کودک و بعدشم سرگرم کردنش، و رسیدگی به کارای خونه شدم.

پسری جدیدا نمیذاره من از کنارش تکون بخورم. تا پامیشم گریه سر میده . امروز مجبور شدم خیلی کارهارو بچه به بغل انجام بدم . یا بذارمش تو کریر و موقع ظرف شستم مدام باهاش حرف بزنم. کارم شده ادا دراوردن و شعر خوندن برای صدرامون.

خدایا شکرت

گاهی خسته میشمو دلم میخواد سرش داد بزنم ولی الان میگم خدایا شکرت

خداروشکر برای ناهارم از دیشب سوپ داشتم ، با اینحال ساعت 3 وقت کردم ناهار بخورم.

قابل توجه عسلی جونم من امروزم کیک هویج درستیدم و بسیار لذت بردیم

من حتما لاغر میشم مطمئن باشید

اما شام رو با کمک همسر استانبولی یا همون برنج قرمز درستیدیم

امروز صدرا گلمونو بردیم آتلیه و یدونه عکس ازش انتخاب کردیم که چاپ کنن. شنبه آماده میشه

صدرا خوابه طبق معمول هرشب بابا جونش زیر هود خوابوندش و الان وقت کردی بشینیم و به کارهای متفرقه برسیم

میرزا جوکای توی گوشیش برای من میخونه و منم پست میذارم

یادم رفته بود بگم قلق خواب رفتن پسرمون زیر هوده گمبلِ ماست دیگه

تصمیم گرفتم عکسای پسریرو بدون رمز بذارم خب چیه بقیه خواننده های خاموش هم دل دارن !

 

 

 

15/10/93

سلام

دیشب صدرا دلدرد شدیدی داشت به حدی که گمبل بابا نصف شبی رفت و براش گریپ میچر گرفت.

دارورو که خورد نیم ساعت بعد خواب بود گل پسرم.

از صبح که بیدار شده یکسره داره آواز میخونه یه صداهایی  از خودش درمیاره کیییییف میکنم. کاش میشد اینجا بذارم بشنوید

مثل باباش علاقه به خوندن داره

تصمیم داریم هر چند وقتی یکبار ببریمش آتلیه در حد یکی دوتا عکس ازش بگیریم تا از سنای مختلفش عکسای خوب داشته باشیم

اولین بارش 1 دی بردیم

فردا هم میبریم 1 دونه عکس میگیریم

هر 2 هفته خوبه دیگه یکی دوتا عکس

امروز گل پسر رو بردمش حموم تمیز شد و لذیذ شد پیییییییییییش همه عزیز شد

الانم چایی دم کردم با پسر تمیز نشستیم منتظر آقای گمبلمیرزا بابا تا بیاد و با کیک موزی که دیشب درست کردم بخوریم

گمبل پسر هم تماشا کنه و برامون آواز بخونه

خب ما میخوایم پسرمون تا 6 ماه فقط شیر بخوره تا اصول تغذیه ایش رعایت بشه

خداروشکر رشدش رو نموداره و خیلی خوبی تر از خوب داره رشد میکنه.

خب دیگه شیطون پسر نمیذاره بنویسم

فعلا

یا حق

30 آذر 93

سلامون علیکم

ما اومدیم

حال ما خوب است. حال شما خوب هست؟؟؟

انقدر ننوشتم باور میکنید نوشتن یادم رفته اصلا نمیدونم باید چی بگم

از خودم بگم؟ از همسر؟ یا از پسری؟

اگه بخوام از خودم بگم که میتونم فقط بگم با قبلنم خیلی فرق کردم و الان 10 کیلو اضافه وزن دارم و روزبروزم دارم چاقتر میشم

همسری از وقتی صدرا بدنیا اومده چند باری محل کارشو عوض کرده که الان خداروشکر یجا ثابت شده که اونم فقط بدیش اینه که مسیرش دوره

ایش چقدر دلم میخواد بلاگفا شکلکاشو عوض کنه یا حد اقل بیشترش کنه

آقا صدرای ما هم 10 دی چهار ماهه میشه هرچی این بچه بزرگتر میشه ماهتر و نازتر میشه

جدیدا یه صداهایی از خودش درمیاره انگار داره حرف میزنه

هر چی میگذره من و باباش بیشتر عاشقش میشیم

هنوز قد پسرم کوتاهه برای گذاشتنش توی روروئک

اما روزی ده دقیقه یک ربع میذارمش که تند تند به کارای خونه برسم

در ادامه چندتا عکس از آقا صدرا تقدیم به دوستای مامان گمبلی

رمز همون قبلی

23/7/93

سلام

من بالاخره اومدم

الان که دارم مینویسم پسرم صدرا داره شیر میخوره

امروز 44 روزس پسرم

گلمون 10 شهریور بدنیا اومد. روزای اول بسیار بچه داری سخت و طاقت فرسا بود.

روز پنجم بخاطر زردی 2 روز تو بیمارستان بستری شد و این 2 روز سخت ترین روزای زندگی من بود

الانم بعضی روزا خوبه بعضی روزا سخت...

 

ولی در عین حال شیرینه و وقتی لبخند بچتو میبینی همه سختیارو فراموش میکنی...

صدرای ما کلا شکمو تشریف دارنو یسره میخواد بخوره .

نوش جونش واسه همین داره کم کم لپو میشه

دیروز پسر خواهر شوهرم میگفت : چیزی تو دهنشه که لپاش باد کرده؟؟؟

 

 

 

 

 

بازگشت گمبل میرزا

سلام به همه دوست جونای گمبلی  و دوستان خودم!

من اصلا نرفته بودم که بخوام برگردم که!!! تیتر فقط حالت خفن داشت!

راستش من یادم نیست آخرین پستم ماله کی بود.... شاید شیش ماه پیش بوده و تو این چند وقت فکر میکردم کسی سر نمیزنه به وبلوگ ما ....

تا اینکه گمبلی الان گفت بپست و من نیز گفتم چشم!!

از آنجا که حتما خبر دارید ما تا کمتر از یک ماه دیگر سه نفر میشویم و گمبل صدرا نیز به ما افزوده میشود!!! و بهمین دلیل که بنده پدر میشوم  از الان دارم تمرین میکنم کولر خاموش کنم!!!!

همچنین از سمت شکم با گمبلی مسابقه گذاشته ام که دو یک عقبم!

همچنین اوضاع خوب است اما شما خیلی باور نکنین!!!

اسم پسرمون!

سلام سلام به همه

من خوبم . گمبلمیرزا خوبه!!!

گمبل صدرا هم خوبه

تقریبا 3 ماه دیگه مونده تا شادیه خونمونو 100 برابر کنه ...

مامان و بابا هم بیصبرانه منتظرش هستن

24/3/93

سلام


نی نی پسره


اسمشو هنوز با هم به توافق نرسیدیم



عکس صورتش دستشم کنار صورتشه

520 گرمه...